تبلیغات
فریاد سکوت - دیالوگ های فراموش نشدنی


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :علی عودی
تاریخ:جمعه 28 تیر 1392-01:20 ب.ظ

دیالوگ های فراموش نشدنی

(جیمی و بروس در سالن انتظار نشسته اند که دختر زیبایی از مقابل آنها می گذرد. جیمی با صدای بلند به او می گوید: سلام لیزا! دختر با تعجب به او نگاه می کند و به راهش ادامه می دهد)

بروس: اون اسمش لیزا نیست!

جیمی: میدونم! اما اگه هر بار که دیدمش بگم «سلام لیزا» ، بالاخره یه موقعی شاکی میشه و میاد و میگه اسم من لیزا نیست! من جنیفرم! یا حالا هر اسم دیگه ای. اونوقت من یه معذرت خواهی حسابی ازش می کنم و می گم ببخشید، من فکر کردم شما همون لیزا هستین که خیلی ازم شاکیه، چون بهش زنگ نزدم.
...
اونوقت جنیفر یا هر چیز دیگه ای که اسمش هست فکر می کنه که من با یه دختری که شبیه اونه قرار داشتم و پیچوندمش! بعد اون بطور کاملا ناخوداگاه سعی می کنه که منو شکست بده و بدستم بیاره!

بروس: لعنتی!! لعنتی!! تو بی نظیری!!



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


sani
یکشنبه 8 دی 1392 12:56 ق.ظ
وبلاگت قشنگه ها منتها بعضی از مطالبت چرتن(البته معذرت می خوام)مث این
پاسخ علی عودی : خواهش....
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.